ریزگرد عربی دویاره بازآمده است. اما جالب است که دو سال پس از همه گیرشدن این پدیده در ایران، و با وجود بحث های فنی مفصلی که پیرامون آن به راه افتاده ، ظاهراً متولی اصلی سلامت محیطی مردم، یعنی سازمان حفاظت محیط زیست نه تنها هیچ تلاشی برای ارائه یک گزارش فنی از این پدیده نشان نداده، بلکه حتی ظاهر امر بر می تابد که در این سازمان عریض و طویل کسی علاقمند به خواندن یک مقاله علمی در این باره نبوده است. دکتر محمدی زاده رئیس سازمان محیط زیست چندی پیش در گفتگو با رسانه های جمعی اعلام کرد " مقابله با گرد و غبار با اختصاص یک میلیارد دلار آغاز شد...وی با اشاره به توافق عراقی ها برای مهار یک میلیون هکتار از کانون های بیابانی در این کشور گفت: ایران سالانه دویست هزار هکتار از نواحی بیابانی عراق را تثبیت خواهدکرد" وی همچنین اشاره کرده است که 90درصد گرد و غبار منشاء خارجی و ده درصد منشاء داخلی دارد و امسال با اجرای چند طرح جلوی ده درصد گرد و غبار با منشاء داخلی را خواهیم گرفت. صحبت های ایشان در ادامه تحلیل قبلی سازمان متبوعش است که " منشاء ریزگردها خشک شدن تالاب هورالعظیم در عراق است... احیای این تالاب و درختکاری در پیرامون آن، مشکل ریزگردها را حل خواهدکرد."
قبلاً نیز در یادداشت مفصلی با عنوان " ریزگردهای عربی و کلوخ های نادانی " به این موضوع پرداخته ام. با این وجود اشاراتی چند دوباره لازم است:
- تصاویر مستند ناسا نشان می دهد که منشاء ریزگردها نه یک محدوده خاص در کشور عراق بلکه سرزمینی وسیع است شامل شرق صحرای آفریقا، شبه جزیره عربستان و بخش هایی از بین النهرین. تقلیل این حوزه گسترده جغرافیایی به تالابی در عراق و اختصاص یک میلیارد دلار برای تثبیت آن با چه هدفی صورت می گیرد؟
- کدام گزارش مستند اقلیم شناسی درباره دوره های وقوع ریزگرد تاکنون منتشر شده است؟ ریزگرد بزرگ قبلی که در اواخر دهه هفتاد میلادی رخ داد، حتی تا شمال اروپا و کشور سوئد گسترش پیدا کرده بود. ریزگرد کنونی کی پا پس می کشد و ریزگرد بعدی کی دوباره خواهد آمد؟ انرژی عظیمی که می تواند چنین حجمی از گرد و خاک را جابجا کند تابع دوره های معمول اقلیمی است یا دوران های دیرآمدی که وقوع آنها فقط با لهیب گرفتن زبانه های خورشیدی قابل توجیه است که هنوز بشر نتوانسته مدلی برای پیش بینی آنها ترسیم کند؟ وقتی که پاسخی برای این سوالها وجود ندارد، چطور باید به دلیل تخصیص این یک میلیارد یا نتیجه اجرای طرح های مرتبط با آن خوشبین بود؟
- ریزگرد کنونی ماههاست که تقریباً نیمی از کشور ما را در برگرفته، هر روز ابرهایی از خاک را بر سرزمین ما می باراند. اگر محدوده خاص از عراق منشاء این ریزگردها بود، احتمالاً به خاطراین حجم برداشت خاک، تا حالا عراق چند متر فرورفته و به کشورکم ارتقاع تری تبدیل شده بود!
- رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با قاطعیت می گوید امسال مشکل آن بخش از گرد و غبار را که منشاء داخلی دارد حل می کند. این یعنی تثبیت خاک در دست کم یک سوم از مساحت کشور. این یعنی بیابانزدایی در دست کم پانصد هزار کیلومتر مربع زمین. این یعنی افزایش دست کم هزار برابری امکانات و تجهیزات تثبیت ماسه های روان درکشور. جالب است بدانیم برنامه اجرایی در قالب یک سازمان متمرکز برای تثبیت ماسه های روان از چهل سال پیش در کشور ما آغاز شده اما عملاٌ ایران در این مدت فقط توانسته دو درصد از این ماسه ها را تثبیت کند. دقت می کنید؟ چهل سال فقط دو درصد، آن وقت فقط در یک سال می خواهند مشکل همه آن نود و هشت درصد مابقی را حل کنند.
- حتی ترمینولوژی مورد استفاده در صحبت های رئیس سازمان محیط زیست غلط و غیر علمی است. گرد و غبار (dust) پدیده ای کاملاً متفاوت با ریزگرد(haze) است و آنچه که در ایران هم اکنون رخ داده و به ویژه جان هم میهنان ما در خوزستان و ایلام و کرمانشاه را به لب رسانده، ریزگرد است، نه گرد و غبار.
- تردیدی نیست که بودجه تخصیصی در عراق صرفاً به کار ایجاد پارک های جنگلی خواهد آمد که مردم گرمازده و خسته از جنگ بتوانند لحظاتی در سایه سار آنها بیارمند. آقای محمدی زاده از اراده دولت برای تخصیص یک میلیارد دلاربودجه برای نجات مردم از بلیه گرد و غبار و توان سازمان متبوعش برای تثبیت شن های روان و بیابانزایی کشور، آن هم فقط در یک سال خبرمی دهد. چرا ایشان و دولت مجاب نمی شوند که این یک میلیارد دلار را و این توان فوق العاده را صرف نجات دریاچه ارومیه کنند؟ شک نکیند که با این بودجه این دریاچه به طور کامل نجات پیدا می کند و تردید نداشته باشید بلایای ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه صدها برابر وخیم تر از مشکلاتی است که ریزگرد در حال حاضر برای مردم ما ایجاد کرده است. ریزگردها همان طور که روزگاری تا سوئد هم پیش رفتند اما دیگر بار واپس نشستند گریبان کشور ما را هم بالاخره رها خواهند کرد. اما آن دریاچه آنجا هست، از ابتدا بوده و خشک شدنش شمال غرب ایران را به چشم اندازی مشابه کویرهای میغان و عقدا تبدیل خواهد کرد. مشکل عراق را به برنامه عمران و محیط زیست سازمان ملل بسپاریم و پولمان را برای بلیه ای که نادانستگی ما درباره آن بیشتر از دانسته هایمان است، هزینه نکنیم.