بازمانده ای از خاطره دلبرکان غمگین من

برای پیگیری یکی از پروژه های شرکت سه روز گذشته را در مشهد بودم. هر روز دو سه ساعت بیشتر کار نداشتم. بقیه وقتم را در هتل می گذراندم. تنها بودن، مجبور به تحمل ملاقات های پیش بینی نشده نبودن، نداشتن اجبار به پاسخگویی به تلفن های مکرر، نخواندن روزنامه، عدم دسترسی به اینترنت و خاموش بودن تلویزیون برای من عیشی است نه حد هر سلطانی. این سه روز دو کتاب خواندم و پنج فیلم دیدم. یکی از دو کتاب " خاطره دلبرکان غمگین من" مارکز بود و سه تا از فیلمها، در شمار برگزیدگان تاریخ سینما قرار دارند: "آنها به اسبها شلیک می کنند"، "جویندگان" و "چه کسی از ویرجینیاوولف می ترسد؟"  بیست و چهار ساعت پس از بازگشت از سفر، هنوز محو جادوی کتاب مارکز هستم، آنچه که در پی می آید بازمانده هایی است از آن حس و حال خواندن داستانی دیگر از مارکز:

ادامه نوشته

ده اشتباه کمیته اضطرار

عملاً مهار زندگی ساکنان پایتخت طی یک ماه گذشته در اختیار اعضای شورایی موسوم به " کمیته وضعیت اضطرارآلودگی هوای تهران" بوده است. شورایی که تاکنون قاطبه مردم نه عنوانش را شنیده بودند و نه نام هیچکدام از اعضای آن را می دانستند. این شورا شان کارشناسی دارد، یعنی صاحب نظر است درباره موضوع خاص آلودگی هوای تهران و مجـــریانی مبسوط الید مثل استانداری و شهرداری و راهنمایی و رانندگی بسته به آنچه که شورای فوق الذکر اعلام کرده، تصمیماتی مهم را به منصه اجرا می گذارند، از تعطیلی پایتخت بگیر تا وضع سریع قوانین و مقررات جدید رانندگی. اما آیا این شورا به درستی وظیفه خود را در این یک ماه انجام داده است؟ آنچه که در پی می آید، نشان می دهد که یا این شورا پشتوانه کارشناسی و فنی مناسبی ندارد، یا تصمیمات آن از موضوعی فرامتنی ناشی می شوند که کسی با آن آشنا نیست:

ادامه نوشته

هيولا برنگشت، همين دوروبر بود

ابتدا: سه چهار سالي بود که آلودگي هواي تهران اينقدرالتهاب و دردسر ايجاد نکرده بود. يک هفته است که پايتخت در وضعيت تعطيل و نيمه تعطيل به سر مي برد و ظاهراً اصفهان و يکي دو شهر ديگر هم به خاطر آلودگي هوا در استانه تعطيلي هستند. اکنون برگشته ايم به نقطه اوج درگير شدن مردم با مقوله آلودگي هوا که طي دهه اي ما بين سالهاي 1375تا1385 رخ داد.  طي همين دهه موضوع آلودگي هوا به يکي از مضامين ثابت رسانه ها تبديل شده و تحت تاثير آن اقدامات قابل توجهي مثل حذف سرب از بنزين، توقف توليد سواري پيکان و بعضاً افزايش فضاي سبز شهرها انجام شد. از حدود سال 1385 به اين سو به ندرت ميزان آلودگي هوا از وضعيت هشدار گذشت و به همين خاطر سر و صداها در اين باره خوابيده بود و مقامات ذيربط تلويحاً اين وضعيت را نتيجه تاثير اقدامات انجام شده مي دانستند. اما حالا آلودگي هوا، بدتر از قبل، دوباره حادث شده است. تاثير اقدامات انجام شده به جاي خود، اما واقعيت اين است در اين چند سال فقط شرايط اقليمي باعث شده بود آلودگي هوا به وضعيت اضطرار نرسد. ناپايداري دائم هوا امکان وقوع وارونگي دما را به حداقل رسانده بود و به ندرت در سالهاي اخير شاهد بوده ايم که مثل يک دهه گذشته در صبحگاه هاي تهران فرونشيني دائم و سنگين هوا رخ دهد.واقعيت اين است که رشد عوامل آلاينده هوا بسيار سريع تر از فعاليت هاي مهار آلودگي بوده و به همين خاطر حقيقت همين است که مي بينيم: غول آلودگي هوا که بر پايتخت سيطره دارد، کشتار مي کندو کم کم دارد دامنه سيطره اش را به ديگر شهرها هم گسترش مي دهد.

ادامه نوشته

تقاضا از دادستان برای پیگرد قضایی مسببان تعطیلی شنبه

استانداري تهران ديروز اعلام کرد با توجه به تداوم آلدوگي هوا در تهران امروز شنبه ادارات و سازمانها يک ساعت زودتر تعطيل مي شوند تا با کاهش حجم ترافيک عصرگاهي ميزان آلاينده هاي هوا کم شود. اين تصميم توسط شورايي وضع شده که اعضاي آن را نمايندگاني از استانداري، سازمان محيط زيست، شهرداري تهران، وزارت بهداشت و نهادهاي ذيربط ديگر تشکيل مي دهد. حضور نمايندگان سازمان هايي با حوزه مسئوليت فني و کارشناسي در زمينه آلودگي هوا، قاعدتاً بر مي تابد که تصميمات اتخاذ شده از حداقلي از منطق هاي فني و علمي برخوردار باشند.

اما تصميم اتخاذ شده براي تعطيلي ساعات آخر وقت روز شنبه کاملاً مغاير با اين انگاره است. مي دانيم که بيشترين حجم از توليد و تراکم آلاينده هاي هوا در شهري با شرايط اقليمي تهران در ساعات اوليه صبح رخ مي دهد. يعني زماني که به دليل وارونگي دما امکان عروج هوا وجود نداشته و هر ميزان آلودگي توليد شده توسط انواع منابع آلاينده در سطح پايين متراکم خواهد شد.

هشتاد درصد آلودگي هواي تهران ناشي از وسايل نقليه است، از سوي ديگر با توجه به هم زمان بودن ساعت آغاز به کار در تهران(اعم از مراکز دولتي، تجاري، آموزشي و ...) عملاً در تهران زمان بيشترين گره خوردگي ترافيک و بالاترين شدت وارونگي دما بر هم منطبق است، يعني در همان زماني که بيشترين توليد آلودگي صورت مي گيرد، بيشترين امکان تراکم آلودگي در سطح پايين نيز وجود دارد. اما به تدريج با گرمترشدن سطح زمين بعد از ساعات اوليه صبح، هم زمان هم فشار بر معابر( و در نتيجه توليد ذرات معلق) کم مي شود و هم ذرات توليد شده تحت تاثير کاهش وارونگي دما امکان عروج و خروج از فضاي شهر پيدا مي کنند.

بنابراين، اگرچه دومين پيک بزرگ ترافيکي تهران در ساعات بعد از ظهر و قبل از غروب رخ مي دهد، اما تحت تاثير دو پديده اقليمي الف) کاهش وارونگي دما ب) افزايش نقش جزيره حرارتي شهر به ندرت ممکن است در اين ساعات " دودمه" (اسموگ) رخ دهد، به همين خاطر تاثير ترافيک قبل از غروب از نظر ميزان آلايندگي هوا اصلاً قابل مقايسه با ترافيک صبحگاهي نيست. مضاف بر آنکه بيشترين حجم ترافيک صبحگاهي در شصت دقيقه محدود(بين 7 تا 8 صبح) رخ مي دهد در حالي که ترافيک عصرگاهي تقريباً به شکلي متوازن در 180 دقيقه (بين 16 تا 19 عصر)تقسيم مي شود. پس، اگر قرار است يک ساعت تعطيلي ادارات نقشي در کاهش آلودگي هواي شهر داشته باشد، آن ساعت بايد ساعت آغاز به کار صبح باشد، نه سه تا چهار بعد ازظهر.

آنچه که گفته شد البته يافته هاي غامض و پيچيده علمي نيستند و همه آنها که دو واحد درسي مرتبط با اقليم شناسي گذرانده باشند، قطعاً همه موارد پيش گفته را از بر هستند. اما ظاهراً در پايتخت ايران هيچ کدام از اعضاي شورايي که درباره وضعيت شهر در شرايط آلودگي هوا و راه هاي خروج از بحران و اضطرار ناشي از آن تصميم مي گيرد، حتي در اين حد با مباني هواشناسي و ميکرو اقليم آشنا نيستند. تصميم غير کارشناسي، غير فني و غير علمي اين شورا مصداق بارز تخريب اموال عمومي (آيا وقت مردم و ادارات و سازمانها مشمول قاعده اموال عمومي نمي شود؟) و سهل انگاري و اهمال در انجام وظيفه است.سرتا پاي ساختار ادارات و سازمانها در ايران متشکل شده است از همين گونه شوراها و نشست ها و مجمع ها و .. شايد براي قدري مسئولانه تر شدن اين شوراها لازم باشد که دادستان، شورايي را که مسبب تعطيلي عصرگاهي شنبه است، تحت پيگرد جدي قرار دهد.