ده اشتباه کمیته اضطرار
عملاً مهار زندگی ساکنان پایتخت طی یک ماه گذشته در اختیار اعضای شورایی موسوم به " کمیته وضعیت اضطرارآلودگی هوای تهران" بوده است. شورایی که تاکنون قاطبه مردم نه عنوانش را شنیده بودند و نه نام هیچکدام از اعضای آن را می دانستند. این شورا شان کارشناسی دارد، یعنی صاحب نظر است درباره موضوع خاص آلودگی هوای تهران و مجـــریانی مبسوط الید مثل استانداری و شهرداری و راهنمایی و رانندگی بسته به آنچه که شورای فوق الذکر اعلام کرده، تصمیماتی مهم را به منصه اجرا می گذارند، از تعطیلی پایتخت بگیر تا وضع سریع قوانین و مقررات جدید رانندگی. اما آیا این شورا به درستی وظیفه خود را در این یک ماه انجام داده است؟ آنچه که در پی می آید، نشان می دهد که یا این شورا پشتوانه کارشناسی و فنی مناسبی ندارد، یا تصمیمات آن از موضوعی فرامتنی ناشی می شوند که کسی با آن آشنا نیست:
1-تعجیل و اصراربر تعطیلی : تعطیل شهر در همه روزهای منتهی به آخر هفته، در حالی که در هیچ کدام از این چهارشنبه ها هوا در وضعیت اضطرار نبود و از سوی دیگر پیش بینی رسیدن هوا به این وضعیت در تعطیلی آخر هفته هرگز منطقی و درست نیست.
2-تعطیلی ساعت آخر کار: در حالی که وارونگی دما عمدتاً در ساعت اول صبح رخ می دهد چرا به جای دستور یک ساعت تاخیر درآغاز به کار ادارات و مراکز آموزشی، تصمیم به یک ساعت تعجیل در تعطیلی ادارات گرفته اند؟
3-تعطیلی مسابقات فوتبال لیگ برتر: هر دو استادیوم محل برگزاری این مسابقات در تهران، تقریباً بیرون شهر در شمال غرب آن واقع شده اند. بازی ها در ساعت بعد ازظهر روزهای تعطیل انجام می شوند، در جایی در معرض وزش باد غالب ودر ساعتی که وارونگی دما به حداقل رسیده و در زمان تعطیلی که میزان آلودگی نیز به نسبت در حداقل متوسط هفتگی است. این روزها تماشاچیان دو تیم پرطرفدار استقلال و پرسپولیس نیز به ندرت از ده هزار نفر فراتر می رود. خود مسابقه فوتبال نیز که فعالیتی آلاینده نیست.اگر مسئله تردد تماشاگران باشد، که تردد ده هزار نفر در مقابل تردد ده میلیون نفر، آن هم نه در مرکز شهر نمی تواند آلودگی قابل احتسابی ایجاد کند. ممکن است گفته شود این تصمیم برای حفظ سلامت ورزشکاران اتخاذ شده. اما همان ورزشکاران در طول هفته مکرراً دارند داخل شهر تمرین و ورزش می کنند و به نظر نمی رسد حتی تعطیلی کوتاه مدت مسابقات مانع تمرین آنها شود.
4-زوج و فرد فله ای و ناعادلانه: منطق این تعطیلی از کجا آمده است؟ کسی که پول بیشتری داده و یک ماشین غیر آلاینده خریده، یا کسی که در بقیه ایام سال زحمت سفر با یک خودروی کوچکتر اما کم مصرف را متحمل می شود چرا باید در آتش دارندگان خودروهای آلاینده و پر مصرف بسوزد؟ آیا منع تردد آلاینده ترها و پر مصرف ترها در ایام اضطرار آلودگی هوا باعث نمی شود که مردم از این پس در انتخاب خودرو جدی تر این دو مولفه را در نظر داشته باشند و دولت هم از مدارای مرگبار با خودروسازان داخلی دست بردارد؟
5-مماشات با مقصر اصلی: بدگویی از باد و بارانی که آمدنشان تاخیر داشته، البته کار بی هزینه و راحتی است . اما دست کم شصت میلیون سال است که در تهران به طور متوسط همین قدر باد می وزد و باران می بارد. تنها فرقی که این سالها با آن شصت میلیون سال دیگر دارد انبوه پیکانها و آردی ها و رواها و وانت های بارو و نیسان و پژوهای چهارصدو پنج و امثالهم است که مخروط افکنه تهران را جولانگاه خود کرده اند. خودروهایی که احتمالاً در کمترجای دیگر جهان به خاطر غیر استاندارد بودن و آلایندگی حق تردد پیدا می کنند. کمیته اضطرار چرا در حد یک سطر هم در بیانیه های خود به این موضوع اشاره نمی کند؟
6-چشم پوشی در برابر مولفه سوخت استاندارد: گازوئیلی که بیست برابر(بله، درست خوانده اید بیست برابر) حد استاندارد جهانی (در مقایسه با گازوئیل استاندارد یورو5) گوگرد دارد و بنزینی که مثل مار کبری توی هوای شهر سم رها می کند. آیا امکان ارائه سوخت استاندارد در تهران، دست کم درشرایط اضطرار آلودگی هوا وجود ندارد؟ ممکن است گفته شود پشت وزارت نفت به کوه قاف است و زور کمیته اضطرار به آن نمی رسد. شاید هم جان ماجرا و آن نکته انحرافی و فرامتنی که پیش از این به آن اشاره شد همین باشد: اجبار به استفاده از سوخت غیر استاندارد هوای تهران را به شدت سمی کرده است و این همه تعطیلی مکرر به خاطر کاهش اثر این پدیده مرگبار برسلامت شهروندان است، و گرنه حجم ذرات معمول معلق در اغلب روزهای گذشته در حد کاهش شدید میدان دید تهران نبوده است.( این همان نکته ای است که مردم می گویند : ما می توانیم کوه را ببینیم، چرا می گویند هوا به شدت آلوده است؟) عدم اعلام عبارت " سمی بودن هوا" به جای آلودگی هوا می تواند یکی از بدترین اشتباهات کمیته اضطرار باشد، چون این دو پدیده با هم متفاوت هستند.
7-تشویق مردم به بالاکشیدن شیشه پنجره ماشین و باقی ماندن در خانه ها: چه کسی می گوید درشرایط آلودگی هوا فضاهای در بسته هوایی سالمتر دارند؟ فضای بسته در کوتاه مدت البته ممکن است شرایط بهتری داشته باشد اما در دراز مدت قطعاً بیشتر از فضاهای باز و جاهایی که امکان خودپالایی هوا دارند، آلوده ترند. در این باره شاید فقط ذکر همین یک نکته کافی باشد که بدانیم هوای داخل خودرویی که به ناچار در هوایی آلوده داخل ترافیک متوقف مانده، بعضاً تا هیجده برابر نسبت به هوای بیرون آلوده است. یک بار روزنامه همشهری گزارش علمی مفصلی در همین باره چاپ کرده بود که ظاهراً همه آن را خوانده اند به جز اعضای کمیته اضطرار آلودگی هوا.
8-ماجرای جت فن ها و باد مصنوعی: قضیه حکم آن قاضی است و شلاق و هزار و باقی قضایا. دستگاهی که می خواهد بادی تولید کند که فقط چند دقیقه هوای شهر تهران را جا به جا کند، احتمالاً باید ژنراتوری داشته باشد با قطر یک کیلومتر!
9-ماجرای هواپیماهای آب پاش: ای کاش همه چیز همیشه همین قدر ساده و شدنی بود.اما اغلب ما خیلی وقت است از سالهای کودکی فاصله گرفته ایم و حالا دیگر می دانیم متاسفانه قضایا به آن سادگی که ما تصور می کنیم رخ نمی دهند.
10-عدم توجه به تفاوت های میکرو اقلیمی: تهران یک پهنه بزرگ هشتصد کیلومتر مربعی را در بر می گیرد که به جرات می توان گفت بروز و ظهور آلودگی هوا فقط در نیمی از این پهنه قابل لمس است. چرا باید ساکنان شهرک های حاشیه شهر همان بلیات و مقررات انقباضی و دشواری هایی را متحمل شوند که فی المثل ساکنان محدوده میدان انقلاب و توپخانه و بازار؟ کدام مولفه های مترتب بر وضعیت اضطرار آلودگی هوا در شهرک شهید باقری در منطقه 22 شبیه است به شهرک بهجت آباد در خیابان کریم خان زند؟ دستور فله ای البته راحتتر است، اما نمی شد با چند دقیقه تمرکز بیشتر روی نقشه اقلیمی تهران صدها هزار شهروند را از تحمل اجرای طرحی مثل زوج و فرد سراسری خودروها وارهاند؟