حیف ترین بخش در حال نابودی طبیعت ایران

تصور من این است که کوه ابر زیباترین چشم انداز طبیعت ایران است. به مثابه یک رفتار آیینی از هفت سال پیش هر سال دو بار به این کوهستان بی نظیر میروم. از این رو برای من باورنکردنی و دردناک است وقتی که میشنوم قرار است از دل این فراخنای رویایی و مه آلود جاده بکشند. می ارزد که در برابر هجوم بولدوزرها همه به آنجا برویم و خودمان را به درختان جنگل ابر زنجیر کنیم. اگر به ابر نرفته اید، پیشنهاد میکنم در این ده روز فرصتی که تا پایان تابستان هست روز و شبی زندگی مابین واقعیت و رویا را بر فراز این کوهستان تجربه کنید. سال آینده شاید دیر باشد.

اندر مزاياي انحلال شوراي عالي محيط زيست

 

سرانجام قطعي شد. شوراي عالي محيط‌زيست منحل مي‌شود. خلقي از طرفداران محيط‌زيست ماتم گرفته‌اند به همين خاطر. اشتباه مي‌كنند. ماتم آن هنگام معنا پيدا مي‌كند كه وجودي عدم شده باشد. ناموجود عدم ندارد، پس ماتم هم ندارد.

اين شورا نهادي بود براي مشروعيت‌بخشي به بي‌توجهي عالي‌ترين سطوح مديريت اجرايي كشور به موضوع محيط‌زيست و اكنون عدم آن بهانه را مي‌ستاند و آشفتگي، سردرگمي و نبود اراده جدي براي حفظ محيط‌زيست را باز مي‌نمايد. و اين، اتفاقاً حادثه‌اي مبارك است. خير انحلال آن شورا البته منحصر به همين يك مورد نيست و مي‌توان در اين باره دلخوشي‌هاي  ديگري را هم بازيافت. اكنون با نبود اين شورا مدعيانه‌تر مي‌توان اين پرسش‌ها را با همگان وانهاد كه: اساساً موضوع حفاظت محيط زيست در راهبردهاي كلان كشور چه جايگاهي دارد؟ برنامه توسعه در كشور چقدر با هنجارها و اصول توسعه پايدار انطباق دارد؟(كلاً چند مدير در كشور مي‌دانند توسعه پايدار انگاره‌اي متفاوت با توسعه خيلي زياد است و از اين نظر مفهومي كاملاً جداگانه دارد؟) الگوي رفاه در ايران تا چه حد منطبق با ظرفيت و قابليت واقعي منابع طبيعي كشور است؟ چشم‌اندار دوردست كشوري كه در فرسايش خاك دومين، در جنگل‌زدايي ششمين، در بيابان‌زايي سومين و در تخريب تنوع زيستی چهارمين كشور جهان است، چيست؟ سازمان محيط زيست چرا تأسيس شده و تا چه حد توان برآوردن اهداف مؤسسان خود را دارد؟

اصل پنجاهم قانون اساسي چرا معطل‌ترين قانون كشور است؟... چه خواهد بود سرنوشت نسلي بي‌آب، بي‌خاك، بي‌جنگل... و شايد بي‌گاز و بي نفت؟

مي‌گويد گاه با درافكندن خويش به دره شايد به شناسايي خود توفيق يابيم... نترسيم از انحلال شوراي عالي محيط زيست. شايد اين فرصتي باشد براي دريافتن پاسخ پرسش‌هاي پيش‌گفته.

 

تجمع پردیسان پر شور بود

تجمع پردیسان پرشورتر از آنی شد که همه در ابتدا تصور میکردند. حضور بیش از یکصد جوان علاقه مند به محیط زیست دست کم این است که مدیران سازمان محیط زیست را متوجه انرژی متراکم دلمشغولان این حوزه کرد. انرژی یی که با سازماندهی گسترده تر شاید حتی بتواند در معادلات سیاسی کشور هم نقش موثری ایفا کند. اگر چه برای این تجمع هیچ تبلیغی انجام نشده بود و شاید برگزارکنندگان تجمع با قدری حوصله بیشتر، اطلاع رسانی افزونتر و در صورت امکان تعویق زمان تجمع به موعد بازگشایی دانشگاهها میتوانستند منشا آثار افزونتری باشند.
شعارها و خواسته های حاضران در تجمع را میتوان در پلاکاردهایی که در دست گرفته اند مشاهده کرد. از گلناز بهشتی به خاطر عکسها متشکرم.

در باره تحصن امروز

امیدوارم تحصن امروز پرشور و تاثیرگذار باشد. بانیان آن را هم از یاران صدیق محیط زیست ایران میدانم. با این وجود همیشه با اینگونه تحصنها مخالف بوده ام و تجربه من هم میگوید که این تحصن هم مثل تجربه های مشابهش به جای تقویت جبهه سبزها، باعث تحقیر ان خواهد شد. این تحصن نه تشکیلات دارد، نه برنامه ریزی، نه اطلاع رسانی درخور و نه حتی یک شعار مشخص و منطقی. البته قبول دارم که دوستان پیشنهاد دهنده تحصن خواسته اند که به هر حال کاری بکنند، ان هم بعد از موج تاثربار اخبار منفی این دو ماه. اما اغلب "هر کاری" کار درست و منطقی نیست و به نتیجه مطلوب نمیرسد. در ماجرای سد سیوند هم دیدیم که فراخوان و تحصن نامناسب باعث شد به نظر برسد کل دلمشغولان جدی موضوع بیست سی نفر بیشتر نیستند و شاید هم همین ماجرا عزم وزارت نیرو را جزم کرد برای آبگیری سد! در چند ماهی که این وبلاگ راه افتاده همیشه تاکید کرده ام بر لزوم راه اندازی یک تشکل موثر زیست محیطی. یک تشکل فراگیر در چنین زمانی میتوانست تحصنی در خور شور انسانی و عظیم طرفداران محیط زیست بر پا کند.  
با این وجود امیدوارم تحصن امروز با شکوه باشد و البته اخبار ان را به بهترین نحو در روزنامه منعکس خواهیم کرد.