آنچه از طرح سهميه‌بندي بنزين تاكنون اجرا شده، احتمالاً فقط نيمي از طرح مرتبط است.

نيمي ديگر عبارت خواهد بود از تعيين قيمت و ارائه بنزين آزاد و نيز مهار آثار اجتماعي و اقتصادي ذي‌مدخل. درباره اين نيمه دوم ذهن شهروندان سرشار از سئوال و ابهام است.

هيچ‌كس نمي‌داند كه بعد چه مي‌شود. ايجاد اين ابهامات شايد خود بخشي از طرح باشد، در فرضي بدبينانه اما مي‌توان گفت شايد طرح آنقدر شتابناك و عجولانه اجرا شده كه مجريان آن نيز اكنون همان‌قدر درباره آينده آن ابهام دارند.
درباره الزامات و مقدمات لازم‌الرعايه چنين طرح پيچيده و مهمي بايسته است اشاره بكنيم به طرح مشابهي كه از سوي برنامه محيط زيست سازمان ملل در حال پيگيري است. طرح موسوم به «دهه توليد و مصرف پايدار». در چنين دهه‌اي قرار است مردم جهان تشويق بشوند به رعايت يك الگوي مصرف منطبق با ظرفيت و توان منابع تجديدناپذير زمين. اصل طرح سال 1992 در كنفرانس ريو ارائه شده است. اكنون 15 سال است كه درباره آن مطالعه و بررسي مي‌شود. تا سال 2010 قرار است مطالعات مرتبط تداوم پيدا كند. در اين سال طرح به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه خواهد شد و در صورت تصويب دهه 2021-2012 به‌عنوان دهه توليد و مصرف پايدار اعلام خواهد شد. گفتني است كه اين طرح عمدتاً مشتمل بر مجموعه‌اي از پيشنهادهاي فاقد پشتوانه اجرايي است و اجراي آن هرگز بر زندگي روزمره 70 ميليون انسان تأثير مستقيم نخواهد داشت.

قابل مقايسه است مقدمات اجراي طرح سهميه‌بندي بنزين با مقدمات اجراي طرح پيش‌گفته. هيچكس در ضرورت سهميه‌بندي بنزين ترديد ندارد، اما قطعاً اجراي آن مي‌تواند قدري كمتر تنش‌زا و افزونتر نزديك به مصالح عمومي عامه مردم باشد.

داستان محاجه آن دو طبيب را بر سر بيرون آوردن سنگ از كليه بيماران شنيده‌ايم. مي‌دانيم كه يكي از اطبا  ظفرمندانه خبر داد از سنگ بزرگي كه از كليه بيرون كشيده... و به آرامي اضافه كرده بود كه البته بيمار هم مرده است. و طبيب ديگر با برآشفتگي گفته بود كه اگر بنا به مردن بود، من جگر بيمار را هم درمي‌آوردم! آن همه احتياط برنامه محيط زيست سازمان ملل براي اجراي يك طرح عمدتاً نمادين و تبليغاتی فقط به اين خاطر است كه اشتباهاً جگر بيمار بيرون آورده نشود!