"شاعری" که گنج بود!
ابتدا: میگویند در محفلی شاعرانه قرار بود با گرفتن هر غلط از اشعار، جایزهای داده شود. شاعری که عجله داشت برای رفتن، شعری خواند سراپا غلط. به مصداق آن داستان مشهور کسی داد زد شاعر مرو که گنجی! حالا حکایت مصاحبه مطبوعاتی هفته گذشته معاون محیط انسانی سازمان حفاظت محیط زیست. ایشان نکات متعددی درباره آلودگی هوای تهران و موضوع دفع پسماندها و بحث ریزگرد و غیره را مطرح کردهاند که جملگی از جهت میزان برخورداریشان از استنادات فنی و علمی جالب و بعضا فرح افزا هستند. از جمله اینکه ایشان میگوید یکی از عوامل اصلی آلودگی هوای تهران پنج برابر بودن تعداد خودروهای این شهر نسبت به حد استاندارد است. بنا به ادعای وی تهران به جای یک میلیون در حال حاضر پنج میلیون خودرو در خود جا داده است. معلوم نیست حد یک میلیون خودرو برای شهر ده میلیون نفری تهران را ایشان از کجا آوردهاند. هم اکنون در شهرهای پیشرفته دنیا شمار خودروها به نسبت جمعیت به 120 درصد رسیده است. پس در تهران وجود حتی دوازده میلیون خودرو هم امر غریبی نمیتواند باشد. اما شاید منظور ایشان کمبود ظرفیت معابر و خیابانها باشد، که این هم درست نیست زیرا باز کمتر شهر بزرگی را میتوان مثل تهران دید که با انبوه بزرگراههای پیچ در پیچ همچون جگر زلیخا هزار تکه شده باشد و معابر در غالب شهرهای اروپائی بسیار باریکتر و محدودتر از تهران هستند. مشکل تهران معلق بودن ترافیک است. یعنی همه چیز در سطح است و برخلاف استاندارد جهانی بخش خیلی کمی از تردد همگانی، در قالب توسعه حمل و نقل عمومی و بویژه گسترش مترو به زیرزمین منتقل شده است. نکتهای که به شکل عجیبی اصلا مورد اشاره آقای علی محمد شاعری قرار نگرفته است.
بعد: نکته جالب دیگر در صحبتهای ایشان تأکید مجدد بر قصد دولت برای مهار ریزگردها با انجام فعالیتهای درختکاری در تالاب هورالعظیم عراق است. برمبنای این انگاره که از آن تالاب خشک شده گرد و خاک به هوا میرود و به صورت ریزگرد به ایران میآید و برای پاک شدن هوای ایران چارهای نیست جز درختکاری گسترده در یک میلیون هکتار از اراضی کشور عراق. خوب است ایشان، سازمان متبوعشان و سازمان جنگلها و مراتع و دیگر مدعیان انگاره فوق الذکر فقط جواب همین یک نکته فنی را بدهند: اگر عامل ریزگرد خشک شدن تالابهای عراق است، پس بیشترین شدت وقوع ریزگرد باید در حدفاصل مرداد تا شهریور رُخ بدهد که در عراق هیچ بارانی نمیبارد و زمین نیز به خاطر تبخیر شدید تابستانی خشکترین شرایط را دارد. اما، برعکس بیشینه وقوع ریزگرد در سالیان گذشته در اسفند رُخ داده است. یعنی زمانی که هم در غرب ایران و هم در عراق مرطوبترین شرایط جوی وجود داشته، بیشترین بارش سالانه رخ داده و زمین هم حداکثر پوشش گیاهی ممکن را داشته است. لطفاً قبل از آنکه آن یک میلیارد دلار بیزبان را در عراق خرج کنید، به همین یک سؤال پاسخ دهید: چرا ریزگرد غالباً در اسفند و فروردین مرطوب رُخ میدهد و خیلی کم در مرداد و شهریور خشک؟
سرانجام: در همان مصاحبه آقای شاعری گفته بهتر است در وقتهائی که وارونگی دما رخ می دهد کل فعالیتهای عمرانی در تهران و شهرهای اطراف آن به دلیل احتمال ایجاد گردو خاک و انتقال آن به پایتخت، تعطیل شود. اینطور یعنی اینکه تقریباً از اوایل مهر تا اواخر فروردین، یعنی در نیمی از سال، در استان تهران مردم باید در بیشتر ایام به سبک روستائیان نواحی سردسیر سینه دیوار بنشینند و قصه حسین کرد شبستری بخوانند! عرض کردم، گفته بود مرو که گنجی!