عادت زنده یاد بهرام سلطانی بود که با موشکافی و دقت مطالب زیست محیطی روزنامه ها را بخواند و بی هیج دریغ و چشمداشتی منتقد دلسوز و بی طرف روزنامه نگاران این حوزه باشد. اگر مطلبی چشمش را می گرفت تلفن میزد و در تایید یا رد بی هیچ رودرواسی نظرش را میگفت. غالب روزنامه نگاران طرفدار محیط زیست از این نظر وامدار نظرات و آموزه های او هستند. آنچه که در پی می خوانید هفت جمله اوست که از میان مجموعه گفتگوهای تلفنی که در یک سال گذشته با هم داشته ایم انتخاب کرده ام. شادروان بهرام سلطانی از نظر سلوک شخصی وارسته و در رفتار شغلی هماره کاملا مستقل بود. هرگز چرب و شیرین دنیا او را به چشم فروبستن از حقایق یا پیروی از این و آن وادار نکرد. این استقلال فکری در جمله هایی که در پی می خوانید به وضوح دیده می شود. بدیهی است که اینها نظریات ایشان است و ممکن است کسانی دیگر و از جمله نگارنده کاملا با همه آنها موافق نباشند :

1-      همه حیثیت علمی ام را روی این می گذارم که ثابت کنم آنها آمار دقیق تعداد حتی یک گونه حیات وحش در حتی یکی از زیستگاه های ایران را هم ندارند. ( در پاسخ به این ادعای معاونت وقت محیط طبیعی سازمان محیط ز یست که چون پس از سرشماری متوجه مازاد بودن تعداد شماری از گونه ها در تعدادی از زیستگاهها شدیم، مجوز شکار صادر کردیم.)

2-      مشکل سازمان محیط زیست ادامه تفکرات جناب "" است. این پدرخوانده مشهور محیط زیست خودش شکارچی بوده و شاگردانش هم همین طور. پس عجیب نیست که سازمان هرگز نگاه اکولوژیکی به طبیعت ایران نداشته و کماکان ساختار آن در حد یک اداره شکاربانی باقی مانده است. (بدون شرح!)

3-      آنها (یعنی جناب آقای "" و شاگردانش) هنوز به علفخواران چهارپا می گویند "شکار"! تا حالا دیده اید برای کاهش قورباغه ها دلسوزی کنند؟ آنها فقط نگران آهوها و قوچ و میش و کل و بز و . . هستند، چون مثل یک شکارچی به طبیعت نگاه می کنند، نه مثل یک اکولوژیست. ( رجوع شود به جمله قبلی.)

4-      از این شوی مضحک باید یک فیلم کمدی بسازند. (مختصر و مفید در باره پروژه احیای ببر مازندران و ماجرای ورود دو ببر سیبریایی در همین زمینه. بیشتر از این هم حاضر نشدند حرفی بزنند.)

5-      خائنتر از مدیری که مجوز ورود لوله یا جاده به زون حساس پارک ملی را می دهد، مهندس مشاوری است که ارزیابی زیست محیطی این پروژه ها را امضا می کند یا حتی نقشه آنها را می کشد. شما چرا اسم این مهندسان مشاور را هیچ وقت فاش نمی کنید؟ (در واکنش به خبر عبور لوله نفت و جاده از شماری پارکهای ملی کشور در سال گذشته.)

6-      ارزیابی زیست محیطی در حال حاضر فقط یک دکان برای بعضی استادان و مدعیان و کارشناسان محیط زیست است و عملا الزام داشتن ارزیابی زیست محیطی نه باعث توقف پروژه مخربی شده و نه اصلاح هیچ پروژه بزرگ عمرانی. ( باز هم بدون شرح!)

7-      کاهش نود درصدی جمعیت حیات وحش ایران؟ بله من کاملا تایید می کنم. ( در واکنش به چاپ خبری در همین باره در روزنامه همشهری.)