البته ترجیح میدهم آنارشیسم آبی یک بحث بسیط باقی مانده و نسبتی با حوادث و وقایع روز پیدا نکند. با این وجود صرفا به عنوان یک مثال و در تایید یکی از اصول بنیادین این بحث شاید اشاره به آقای احمدی نژاد پر بیراه نباشد. گفتیم که " هر حاکم تبلور محیطی است که در آن برآمده است". از این جهت اتفاقا سیمای محمود احمدی نژاد معیاری تمام عیار است. ایران سرزمینی است با یک سوم نزولات جوی متوسط کره زمین. پروتئین در آن گران به عمل می آید و آفتاب عرض های جنب حاره پوست را مچاله و تیره می کند. قد کوتاه، اندام لاغر و پوست تیره و پر چروک احمدی نژاد کاملا برتابنده شرایط اقلیمی سرزمینی است که در آن دولتمداری می کند. ممکن است بگویید رئیس جمهور قبلی خوش سیماتر و رئیس چمهور اسبق پروارتر بود. اما مشکل فقط در چاقی و لاغری و تیرگی و روشنی نیست. شماری از کسانی که این مطلب را می خوانند هرگز حاضر نیستند ریاست جمهوری آدمی با هیئت احمدی نژاد را در ایران برتابند. ریاست جمهوری ایران در نظر آنان زیبنده رجالی است خوش سیماتر، رعناتر و با بارقه افزونتر ذکاوت در چهره. احتمالا مردانی با سیمایی همچون پروفسور حسابی و دکتر سمیعی. اما واقعا اگر فردا توی خیابان برویم چند درصد آدمها نه فقط از نظر سیمای ظاهری بلکه از نظر نوع رفتار و گفتار و کردار به احمدی نژاد شبیهند و چند درصد به آن دو دانشمند سرشناس؟ بله من هم میدانم که اگر انتخابات در شرایط متفاوتی برگزار شود آدمی با سیمای پروفسور حسابی شانس بیشتری برای برنده شدن دارد، اصلا احمدی نژاد شاید هیچ شانسی نداشته باشد، اما باختن انتخابات به دکتر حسابی شباهت واقعی به اکثزیت مردم را از احمدی نژاد نمی گیرد. احمدی نژاد چه انتخاباتی را برده یا نبرده باشد، نمایه ای است از اکثریت مردمی که ما در کوچه و خیابان میبینیم. نمایه ای است از اقلیم ما. ما در سرزمین دشت های پر برگ و بار زندگی نمی کنیم که رئیس جمهوری با سیمایی همچون کامرون یا مرکل داشته باشیم. ما کویرمان دارد پیش می آید و جنگلمان به سرعت واپس می نشیند و دریاچه مان شور و تلخ دارد خشک می شود. احمدی نژاد نمایه این همه است.