آنارشیسم آبی 6 - درآغاز و در تبیین
اگر یک مورخ باشید، البته خیلی راحت به آنارشیسم آبی اعتقاد پیدا می کنید.شماری از جغرافیدانان جبرگرا و به ویژه السورث هانتینگتون در این باره کار را ساده کرده اند. آنها می گویند تمدن و رفاه فقط (بله،فقط!) تابعی است از خط همدمای 21 درجه. این خط حدود سه هزار سال پیش درعرض های خیلی پائین، حوالی خط استوا مستقر بوده، بعد به تدریج بالا و بالاتر رفته، تا حالا که مستقر شده است روی اروپای شمالی و مرکزی، ایالت های شمالی آمریکا و جنوب کانادا و در نیمکره جنوبی هم روی نیوزلند، جنوب استرالیا و باریکه کوچکی از جنوب کشور آفریقای جنوبی. در طول زمان تمدن و رفاه دقیقاً هم زمان با تغییر مکان این خط جا به جا شده است. دو هزار و پانصد سال پیش این خط از ایران می گذشته، هم زمان تقریباً در همان عرض جغرافیایی، بین النهرین، هند، شمال آفریقا، آناتولی و جنوب مکزیک (تمدن آزتک) جاهای متمدنی بوده اند. بعد خط بالارفته و فی المثل حوزه تمدنی در ایران به تدریج از مناطق جنوبی خوزستان و فارس و سیستان به استان های میانی مثل کرمان و یزد و اصفهان آمده، بعد بالاتر آمده و به ری رسیده و حالا هم که صدها سال است از ایران خارج شده و دیگر هم ما رنگ سعادت را ندیده ایم. سعادت اکنون فقط متعلق است به کشورهایی که این خط روی آنها مستقر است، که ذکر آنها رفت. یعنی نه فقط تاریخ، بلکه مصادیق جغرافیایی کنونی هم ادعای هانتینگتون را ثابت می کنند. روی عرض های شمالی (یعنی کشورهایی که متوسط دمای سالانه آنها حدود 21 درجه و به طور دقیق تر مابین 15 تا 25 درجه سانتی گراد است) همه خوشبخت هستند. اما تقریباً هیچ انسان خوشبختی ما بین خط استوا تا مدار 30 درجه زندگی نمی کند. در آن عرضهای بالا همه جور سیستم سیاسی هست و همه جور سیستم اقتصادی، در این عرض های پایین هم. اما آن بالایی ها ثبات دارند و رفاه و زمینه بسط و تحکیم مدنیت و این پائینی ها تا دلتان بخواهد ناپایداری و بدبختی و تمدن گریزی. پس راه دستیابی به مدنیت بر خلاف آنچه که به طور معمول انگاشته می شود درآویختن با این یا آن روش سیاسی یا اقتصادی نیست( اساساً شواهد تاریخی و جغرافیایی نشان می دهند اقتصاد به عنوان یک علم چیز بسیار مزخرفی است و اقتصاددانها احتمالاً مهمل گو و متوهم ترین آدمهای کره زمین هستند) بلکه فقط در دستیابی به آن پایه پایداری طبیعی و زاد آوری محیطی است که در شرایط اقلیمی متوس دمای سالانه 21 درجه رخ می دهد. اگر زادبوم ما از این متوسط دما دور شده، اما دست کم اینکه خود ما با حفظ و تحکیم پایداری محیطی می توانیم نسبت به همسایگان هم عرض خود نزدیکترین تناسب را با کشورهای عرض های بالاتر داشته باشیم. تمدن یک مقوله محیطی – اقلیمی است نه سیاسی – اقتصادی و همه حرف آنارشیسم آبی همین است. غرابت این حرف البته در ابتدای امر پذیرش آن را دشوار می کند. اما به تدریج که به مصادیق تاریخی و جغرافیایی ذکر شده فکر کنید به آن ایمان خواهید آورد.