تجربه یک شب پر مشقت
احتمالا زجزآورتر از تحمل مجریان تلویزیون، ناچار بودن به همنشینی با آنها در یک نشست طولانی است. معلوم نیست چرا هر چه آدمی بی سوادتر و متملق تر و نچسب تر باشد راحتتر می تواند پله های ترقی را در تلویزیون ایران طی کند. احتمالا یکی از بدترین شبهای چند ماه اخیر من، نشست پریشب در شهرداری تهران بود. موضوع نشست ظاهرا عبارت بود از ضیافت شام شهردار به مناسبت روز خبرنگار. البته فحوای نشست به مجلسی برای تقدیر از برنامه های شهرداری بیشتر شباهت داشت. مضاف بر انکه ظاهرا طراحان برنامه روزنامه نگاران را با مشتی دانش اموز دبیرستانی اشتباه گرفته بودند زیرا بیش از نود درصد مراسم عبارت بود از دلقک بازیها و چاپلوسی های مهوع دو مجری تلویزیون، عر زدنهای دو خواننده پاپ و جنگولک بازیهایی مثل دودپاشی! و نورافشانی و غیره. اما آزارنده ترین بخش برنامه همان تملق گوییهای مداوم و بی وقفه مجریان بود. من واقعا تا حالا ندیده بودم آدمی بتواند برای حقیرانه ترین منافع شخصی چشم در چشم صدها نفر آدم اینقدر بی وقفه تملق بگوید. شاید همکاران ژورنالیست من هم مقصر باشند که جدیدا باب کرده اند اینجور مجریان تلویزیونی را در قامت چهره های هنری مطرح و معرفی کنند. ببینید در چند ماه گذشته چند بار گزارشهای مکررتصویری و غیر تصویری! از این آقای رشیدپور در حتی مجلات معتبر چاپ شده است و آن را مقایسه کنید با میزان حضور چهره های خلاق هنری و ادبی کشور در مطبوعات. برای آنکه شمه ای از هنر این آدم را بشناسید نحوه دعوت او از شهردار برای حضور روی سن را عینا نقل می کنم: اکنون نوبت جناب شهردار محترم تهران است. مردی که نمیدانم او را چه بنامم! دکتر قالیباف؟ سردار قالیباف؟کاپیتان قالیباف؟ خلبان قالیباف یا . . . و چقدر افتخار است که ما شهروند شهری هستیم که شهردار آن اینهمه عناوین دارد! و واقعا کدام شهر در جهان شهردار ان این همه عنوان دارد؟ و . . البته واکنش اقای قالیباف هم به این حرفها جالب بود. او به محض رفتن روی سن نه گذاشت و برداشت و گفت اقای رشیدپور پاچه خواری کار خوبی نیست!! نمیدانم چرا قالیباف این حرف را زد. تقریبا همه یک لحظه یخ کردند. گمان میکنم اقای قالیباف ما به ازای اصلی عبارت پاچه خواری را در ان لحظه به خاطر نداشت و شاید هم انقدر اش شور بود که در ان لحظه رعایت ملاحظات را کنار گذاشت و حرفی زد که اگرچه دل همه را خنک کرد اما به هر حال زیبنده ان مجلس نبود. به هر رو ان شب پر مشقت گذشت تا یک بار دیگر من در این تصور خود راسختر شوم که حضور در هیچ نشست شلوغی به مشقات ان نمی ارزد. به خصوص انکه معرکه گردانان مجلس مجریان تلویزیون باشند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 17:7 توسط ناصر کرمی
|