گانگسترها در برابر سیستم امنیتی بانک!
در دو قسمت قبلی گفتم که تمرکززدایی کامل از ساختار مدیریتی، موجب شده که در آلمان حتی شهردار یک ناحیه (بخش کوچکی از یک شهر یا منطقه) نزدیک به هشتاد درصد از اختیارات یک رئیس جمهور جهان سومی را داشته باشد. به همین خاطر انتخابات در مقیاس محلی (مشابه انتخابات در مقیاس شورایاریهای تهران) از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. اما جالب است که در این مقیاس از انتخابات حضور احزاب چندان تحمل نمیشود و مردم ترجیح میدهند به جای رای به یک کاندیدای حزبی به فردی که کاراکتر شخصی او به فعالیت در حوزه مسئولیت مرتبط نزدیک است رای دهند. پروفسور کوت در این باره مثال جالبی به کار برد: او میگوید مردم تصور نمیکنند سرویسهای بهداشتی از نوع سوسیال دموکرات یا لیبرال مسیحی چندان فرقی داشته باشند! انها اعتقاد دارند احزاب عمدتا باید در سطح ملی و ایالتی فعالیت کنند نه محلی. دیدگاه دیگر او در باره تفاوت دموکراسی در جایی مثل آلمان با بعضی کشورهای جهان سومی هم جالب است. او میگوید: نگاه بعضی سیستمهای حکومتی به دموکراسی مثل نگاه گنگسترها به سیستم امنیتی بانک است. برای انها نحوه ساخت یا کارکرد این سیستم موضوع چندان مهمی نیست، مهم برای آنها فقط این است که این سیستم را چطور میتوان بی اثر کرد! آنها بنا به اقتضائات جهانی ناچارند به حداقلی از دموکراسی تن دهند اما با مهارت و دقت تمام همان حداقل را هم بی اثر میکنند. در حالی که در جایی مثل آلمان حتی در یک مقیاس کوچک محلی تمام تصمیمات اثرگذار در زندگی مردم در قالبی کاملا دموکراتیک اتخاذ میشود. جالب است که در آلمان طی ۵۰ سال گذشته ۲۰۰۰ انتخابات برگزار شده است، یعنی به طور متوسط هر سال چهل انتخابات! البته اغلب این انتخابات برای دانستن نظر مردم درباره طرحهای مهم ملی و ایالتی است و لزوما برای انتخاب دولتمردان و اعضای شوراها نیست.این بحث ادامه دارد.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 18:4 توسط ناصر کرمی
|