تبليغاتX
ناصر کرمی - سه مرگ . . .

ناصر کرمی

روزنوشتهایی مابین ادبیات , توسعه و طبیعت

امروز فهميدم كه شوشا هفته پيش در گذشته است. امروز فريدون آدميت هم درگذشت. پريروز هم سالمرگ منصور حلاج بود. زندگي و مرگ شورانگيز حلاج يكي از دستمايه‌‌هاي جذاب ادب ايران زمين است. او را نيز مثل بايزيد بسطامي، ابوالحسن خرقاني، ابوسعيد ابوالخير و بر خي از ديگر عرفاي زاده مناطق كويري ايران منتسب ميكنند به خسروانيان ايران باستان. يعني اينكه آنها خسرواني بودند كه از بيم جان در لفافه اسلام ترويج آيين باستاني مي‌كردند. نكته عجيبي كه حتي تلويحا مورد تاييد استاد شفيعي كدكني نيز قرار گرفته است.رمزگشايي از اين انگاره ميتواند نگاه به عرفان ايراني را يكسر دگرگون كند.

آدميت نيز به قول آن بلاگر بالاتريني زود باشد كه قهرمان شود و به به و چه چه ببيند. مردي كه از بسياري ساليان پيش كاملا فراموش شده بود.

اما شوشا را به واسطه باز خوانيهايش از آواهاي محلي ايران و نيز فيلم مستندش در باره بختياريها از سالهاي كودكي ميشناختم. از آن زمان كه به ياد مي اورم هميشه در خانه ما كاستي از اوازهاي محلي شوشا وجود داشته، هرگز هم هيچ جاي ديگر نديده بودم كه كسي ديگر اصلا خواننده اي را به اين نام بشناسد. همچنان كه كمتر كسي ميدانست او يكي از سرشناسترين چهره هاي ادبي ايران در جهان بود و شايد جهاني ترين زن هنرمند و روشنفكر ايراني. و صفحات ادبي و هنري روزنامه هاي ايران هرگز اين زن را نمي شناختند . . . هرگز! خوب است مقاله هاي گاردين و واشنگتن پست و . . . را در باره شوشا يك بار مرور كنيم.او در فراموشي رفت اما بي ترديد جهان ناگزير خواهد بود تا آخر تاريخ كوچ نشيني، زاگرس و بختياريها را از دريچه دوربين او به خاطر بياورد. ظاهرا او اولين ايراني كانديد جايزه اسكار نيز بوده است. به خاطر " مسافران باد" كه هنوز زيباترين مستند در باره كوچندگان ايران است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 2:12  توسط ناصر کرمی  |