- ما تشکلی میخواهیم که توان درافتادن با قدرت سیاسی و اقتصادی را داشته باشد. مردمنهاد باشد، قصدی برای سهیم شدن در قدرت نداشته باشد اما به مثابه یک اهرم جدی فشار بتواند یقه قدرت را بگیرد. ترجمان قانونی موضوع میشود یک حزب. اما احتمالا نه ما امادگی پرداخت هزینه های یک حزب را داریم و نه اصلا مجوز ان را به ما میدهند.
-میخواهیم درگیر شویم با قدرتهای اقتصادی اما در عین حال چندان علاقه ای به درانداختن نقاط حساس بدن خود با شاخ گاو نداریم.
-میشود به الگوی شماری تشکلهای مختلف که با یک شبکه به هم وصل میشوند فکر کرد( همان مثال مرغهای عیوض زاده) اگر چه تجربه مشابه قبلی اصلا موفق نبوده است.
-ایا میشود که در فضای سایبر به یک الگوی کارا و موثر از کار تشکیلاتی رسید؟ یعنی عمده فعالیت در فضای رسانه های الکترونیک باشد(از این نظر نقاط حساس از دسترس شاخ گاو دور شود) اما در عین حال فعالیت انجام شده بازتاب فراگیر و پرفشار بیرونی داشته باشد؟
-لرها میگویند وقتی به جنگ رفتی دیگر مامان مامان نگو. ایا میشود همان طور که جناح های سیاسی ناچارند به گروه های فشاری مثل معلمها، اتحادیه های کارگری، فمینیستها، ورزش دوستان و . . باج بدهند اعتنایی هم به دلنگرانیهای اهل محیط زیست داشته باشند؟
- میشود. خوب هم میشود. بیایید در این باره بیشتر فکر کنیم.
