اينگونه پروژهها كمشمار نيستند: جاده سلمانشهر به كلاردشت، جاده ابر، جاده گرمابدر به لار، جاده ري به قوچك، سد سيوند (حتي كارشناسان اقتصادي ميگويند منطقيتر اين بود كه اين سد 30كيلومتر دورتر در دهانه اراضي زراعي مرغوبتر احداث ميشد)، خط لوله خجير، پروژه 5هزار هكتاري! پرورش ميگو در منطقه حفاظت شده سراج (توضيح اينكه چنان مساحتي حتي براي پرورش نهنگ و فيل هم زيادي بزرگ است!)، يك در ميان سدهاي مارون كه در زاگرس احداث شدهاند، كنارگذر انزلي، اتوبان كاشان-گرمسار و دهها پروژه مشابه ديگر. پروژههايي كه غالباً نه توجيه اقتصادي دارند و نه توجيه فني و هزينههاي آنها بسيار افزونتر از منافعشان است.
بعد: چه كسي اصرار داشته براي احداث يك جاده پرهزينه بيفايده فاقد مبدأ و مقصد؟ چه كسي مجوز را صادر كرده، چه كسي بودجه را تصويب كرده و چه كسي پا سفت كرده است در مقابل همه موج مخالفتي كه براي اجراي چنين پروژه مطلقاً زيانباري وجود دارد؟ چرا تصور ميكنيم فساد را بايد فقط در جايي بازجست كه كسي دست كرده است توي صندوق دولت و پولي براي خود برداشته؟ آيا مدعيان حفظ بيتالمال گمان ندارند كه قطاعالطريقهاي امروزي قدري پيچيدهتر عمل ميكنند؟
سرانجام: اهالي تفليس ميگويند بز اگر به گرگ برنخورد تا داغستان بهپيش ميتازد. تجربه نشان داده بزهاي اين وادي، داغستان كه هيچ تا ولادي وستوك هم بيمحابا خواهند تاخت. دو سه سال ديگر همين وقت تك و توك ويلاها دامن خواهند كشاند حتي تا كمرگاه دماوند. بلندترين قله مخروطي جهان، كوه افسانهاي اسطورههاي ايران، به تسخير درخواهد آمد. آرش روزبازپسين، خسته و عرقريزان تيروكمانش را به دوش خواهد كشيد احتمالاً در درههاي آكنده از ميلگرد و تيرآهن و آسفالت و بتون درههاي دماوند و مستأصل خواهد شد براي يافتن كفپايي جا، براي دست بردن به كمان و درانداختن تيري ديگر.
