تبليغاتX
ناصر کرمی

ناصر کرمی

روزنوشتهایی مابین ادبیات , توسعه و طبیعت

ابتدا:‌چندي پيش يك نهاد رسمي آماري را منتشر كرد در زمينه همه گيري شماري از بيماري هاي اعصاب و روان . آمار شگفت انگيز ، غافلگير كننده و بعضاً غير قابل باور بود . آنچنانكه نهاد مربوطه مجبور شد در نهايت از مطبوعات درخواست كند از چاپ گزارش خودداري كرده و يا آنچه كه تا آن زمان چاپ شده  را به هر نحو كه صلاح مي دانند تكذيب كنند.  و البته اطلاع عموم از اين نكته كه بليه افسردگي چه اكثريتي از جامعه را در بر گرفته ، چند درصد از مزدوجين محترم عملاً در معرض يا مرز طلاق عاطفي هستند ، اضطراب حتي به سنين كمتر از نوجواني كشيده شده و بسياري معضدات روحي و رواني ديگر چندان به صلاح جامعه نبود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 13:49  توسط ناصر کرمی  | 

در سوزبادی که میوزد بچه ها به آغوش مادر پناه برده اند. پیش بینی شده است که زمستان سردی در پیش داریم. در زیستگاه هایی که به هزار دلیل روز به روز بی برگ و بارتر میشوند زمستان دشواری برای زیسنمدان ایران در پیش است.تقدیم به آنها، باشد که در سوزبادها فراموش نشوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 12:12  توسط ناصر کرمی  | 

ابتدا: رئيس باشگاه بارسلونا يك كاتالان‌ افراطي است؛ كسي كه علنا از فعاليت‌هاي جدايي‌طلبانه براي استقلال ايالت كاتالونيا از كشور اسپانيا حمايت مي‌كند. او به خاطر همين شور زادبومي نسبت به كاتالونيا توانست رهبري تيم فوتبال مشهور اين ايالت را به دست بياورد. چندي پيش مدير يكي از بازارهاي تهران به عضويت هيات مديره يكي از تيم‌هاي پايتخت منصوب شد. وی كمتر از يك هفته بعد از به دست آوردن اين شغل پرطمطراق و جذاب،‌با صرف هزينه زياد، بازيكنان اين تيم را به زادگاهش، آبیک بوئین زهرا، دعوت كرد. ظاهرا به هزينه خود او مسافتي طولاني را چراغاني كرده و خيابان اصلي آن شهر كوچك را به همين خاطر آب و جارو كرده بودند. قاعدتا براي او بسيار مهم بود كه اهالي اين شهر كوچك بدانند همشهري‌شان به كجا رسيده است.اين مهم نيست كه مدير تيم قديمي آشكارا نسبت به شهر بزرگي كه تيم در آن واقع است حس زادبومي ندارد، حتي اين هم مهم نيست كه اساسا در مديريت تيم‌هاي بزرگ پايتخت به تنها نكته‌اي كه توجه  نمي‌شود اين است كه اين تيم‌ها از جمله نمادهاي اصلي تهران بوده و به هر حال بايد از جمله عوامل موجد حس زادبومي در پايتخت آشفته و شلوغ و پرازدحام باشند. مهم اين است كه آن مدير تازه منصوب شده كه در تهران زندگي مي‌كند و بخش قابل توجهي از اقتصاد شهر را در اختيار دارد، تظاهر به تعلق خاطر به اين شهر را هم واجد هيچ منافعي نمي‌داند و بهتر آن مي‌داند كه نقد را بچسبد،‌ كه همان تحبيب قلوب همشهريان سابق است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 17:24  توسط ناصر کرمی  | 

ابتدا: فرض كنيم در اتفاقي نادر، تابلوي مشهور موناليزا به‌طور ناگهاني رها شده باشد در ميان يكي از آن قبايل بدوي آمازون كه چندي پيش تصويرشان منتشر شد.
چقدر محتمل است اهالي آن قبيله دور تابلوي موناليزا جمع شده و درباره اعجاب هنري و ظرايف فرهنگي آن بحث كنند؟ آيا اين احتمال وجود دارد كسي از آن قبيله آن تابلو را از ديوار كومه‌اش آويزان كند؟ قطعا محتمل‌تر آن است كه مفيدترين راه بهره‌گيري از اثر داوينچي را دوختن ستر عورتي با دو متر كرباس آن بدانند. حرجي بر آنها نيست چون در ذهن آنها كرباس قيمتي‌تر از تابلوي موناليزاست و آن مي‌كنند كه به گمان‌شان به صرفه نزديك‌تر است.
بعد: قطعا مهم‌ترين مجموعه هنري و فرهنگي پايتخت مجموعه تئاتر شهر است. در شهري تا به اين حد فقير از نظر سرانه مراكز فرهنگي، ساختمان تئاتر شهر نه فقط از آن‌جهت كه مهم‌ترين فضاي فعال و در دسترس براي يكي از هنرهاي هفتگانه است، بلكه به جهت نوع معماري، اثري است كه با دغدغه‌مندي و وسواس بسيار شديد مي‌بايست حفاظت شود. اين حفاظت هم ترميم مدام خود ساختمان را دربرمي‌گيرد، هم مراقبت از حريم فضاي پيرامون آن. اما در اقدامي عجيب چند سال پيش تصميم مي‌گيرند كه درست در جوار ساختمان تئاتر شهر و در زميني كه بخشي از حريم اين عمارت بوده و نگاهبان چشم‌انداز آن است، يك مجموعه تجاري - مذهبي بسازند. آيا در ديگر نقاط آن محدوده جا‌براي احداث چنان مجموعه‌هايي نبوده؟ گودالي ساخته‌اند كه به تعبير مسئول اسبق بازسازي تئاتر شهر «قتلگاه» اين مجموعه شده است.
متعاقب احداث گودال، ترك‌ها در ساختمان تئاتر شهر يك به يك رخ نموده‌اند و با وجود گسترش ترك‌ها، گودال به حال خود رها شده و انگار هنوز حاضر نيستند مسئوليت تصميم اشتباه آن زمان را بپذيرند. حريم تئاتر شهر جاي مناسب‌تري است براي حفظ چشم‌انداز بزرگترين و مهم‌ترين مجموعه فرهنگي پايتخت و فراهم آوردن عرصه‌اي براي فعاليت‌هاي هنري مرتبط در فضاي باز و هواي آزاد... يا عرصه‌اي پرسود براي ساختن پاساژ يا بازارچه‌اي مثل همه ديگر صدها مجموعه تجاري شهر؟ حرجي بر آنها نيست چون آن كرده‌اند كه به گمان‌شان به‌صرفه نزديك‌تر است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 16:25  توسط ناصر کرمی  | 

بعضی از دوستان کامنتهای مفصلی در باره مطلب دکتر قره یاضی و پاسخ من به آن نوشته اند. از بینندگان این وبلاگ دعوت میکنم کامنتهای این مطلب(پست پایین) را بخوانند. گمان میکنم که موضوع جای آن را دارد که توسط کارشناسان محیط زیست مفصلا بررسی شده و با واکنش فنی و علمی لازم روبرو شود. فراموش نکنیم که لایحه ایمنی زیستی در آستانه تصویب است و واکنش ما شاید دست کم باعث تعدیل آن شود.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 14:0  توسط ناصر کرمی  | 

افشاگري خبرگزاري مستقل محيط زيست ايران (ايرن) در باره لايحه خطرناك ايمني زيستي طي دو روز گذشته بازتاب گسترده اي در محافل مرتبط داشته است. از جمله اين بازتابها، كامنت عتاب آلود و خشن آقايي به نام بهزاد قره ياضي است در وبلاگ من، كه آن را عينا در ذيل خواهيد خواند. منابع ما براي تهيه خبر فوق الذكر از دو سرمايادار ذينفع و ذينفوذ در روند ارائه اين لايحه نام برده بودند كه نام يكي از آنها همين قره ياضي است. پس اين جناب بهزاد قره ياضي يا همان سرمايا دار موصوف در افشاگري ايرن است يا قاعدتا يكي از منسوبان نزديك او. به هر حال در ابتدا متن كامنت او را بخوانيد بعد پاسخ من را:

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
آقای کرمی متاسفانه الفبای علوم زیستی را هم که نمی دانند هیچ ‘ یک درصد گیری ساده را هم بلد نیستند! متاسفانه فعلا دور دور آقایانی است کگه مار می کشند و بر آقایانی که مار را می نویسند غلبه دارند. آقای کرمی معلوم نیست عدد 5 میلیون را از کجا آورده اند. بر اساس لایحه ایمکنی زیستی (و نه امنیت!!! زیستی) که هنوز هم تصویب نشده است!!! قرار شده ایران نیم درصد سطح زیر کشت گیاهان تراریخته جهان را بکارد. با توجه به اینکه هم اکنون 114 میلیون هکتار سطح زیر کشت این گیاهان در جهان است بنابراین در صورت تحقق هدف قانون ما تنها کمی بیش از نیم میلیون هکتار باید بکاریم نه 5 میلیون هکتار! این اشتباه (متعمدانه؟) در یک درصد گیری ساده نشان از عمق بی کیفیتی این به اصطلاح روزنامه نگار دارد! در جایی که بزرگترین پژوهشگران کشور "سرمایه دار" نام می گیرند و مورد اعتراض واقع می شوند وزیر کشور شدن یک سرمایه دار نباید هم مورد تعجب و تاثر باشد! آقای کرمی یا بلافاصله پوزش بخواهند و یا به خاطر این دروغ پردازی ها منتظر اقدام قانونی همان م و ق باشند! تردیدی ندارم که این موضع گیری آقای کرمی "سفارشی" است.

و اما پاسخ ما:

ماجرا اين است كه يك قانون خطرناك و بسيار مخرب بدون تاييد سازمان حفاظت محيط زيست و با لابي دو سرمايه دار ذينفع در حال تصويب توسط مجلس است. اقاي قره ياضي مطلقا در اين باره حرفي نزده اند. فقط اشاره دارند به اشتباه بودن رقم اعلام شده و بس. اين رقم را البته دوباره با منابع خبري خود در ميان گذاشته و اگر اشتباه باشد حتما اصلاح ميكنيم. اما حتي مساحت اعلام شده توسط اقاي قره ياضي هم تغييري در ماهيت موضوع نميدهد چون محصولات دستكاري ژنتيك شده پانصد هزار هكتار اراضي كشاورزي هم كم نگران كننده نيست. پس ماجرا همان قدر فجيع است كه ما نوشته ايم و البته جزئيات بيشتري از آن را باز هم منتشر خواهيم كرد. وي اضافه كرده تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد. يعني با اين خبر عيب و هنر من براي خلايق آشكار شد. آقا جان من بيست سال است كه دارم مينويسم، از من ديگر رموز پنهاني براي خلايق باقي نمانده!! لحن اين سرمايه دار متظاهر به پژوهشگري همان قدر خشن، كينه توزانه و نامودب است كه از يك رانت خوار مستظهر به انواع پشتيبانيها انتظار مي رود. ايشان در پايان من را هم تهديد كرده اند. . . که بماند! به هر حال شك نكنيد كه فضاحت اين لايحه ويرانگر را همچنان افشا خواهيم كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 18:1  توسط ناصر کرمی  | 

هشتگرد و پرند شهرهاي جديدي هستند ولي عرفا شهرهاي مدرني تلقي نمي‌شوند. والنسيا و گرانادا، شهرهايي خيلي قديمي هستند اما مدرن محسوب مي‌شوند. كوالالامپور هم جديد است و هم مدرن، مثل پوتراجايا،‌ اما برازيليا با وجود جديد بودنش شهري مدرن به شمار نمي‌آيد. بر اين مبنا تهران بايد چگونه توصيف شود؟ با بيش از 200سال سابقه پايتختي، تهران قطعا يك شهر جديد نيست، اگرچه نسبت به همگناني مثل اصفهان وشيراز و يزد و كرمان خيلي جوان‌تر است.
اما انبوه برج‌هاي سر به فلك كشيده و زيرگذرها و روگذرهاي متعدد و ميليون‌ها خودروي در حال تردد ممكن است به اين شهر نه چندان قديمي و نسبتا جديد ظاهر يك شهر مدرن را بدهد. آيا واقعا تهران يك شهر مدرن است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 16:12  توسط ناصر کرمی  | 

ابتدا: روزگاري تهران اينقدر بزرگ و بزرگ‌تر شد كه از يكسو شهر تاريخي ري و از سوي ديگر همه ييلاقات شميرانات را در خود بلعيد. آيا روند توسعه بدون ضابطه، همه‌جانبه و شتابناك كرج از يكسو و رودهن و بومهن از سوي ديگر، سرنوشتي مشابه را براي تهران رقم خواهد زد؟ بي‌ترديد تهران گلوگيرتر و بزرگ‌تر از آن است كه بلعيده شود. بخش مركزي شهر سرنوشت محتوم خود را طي خواهد كرد و همسايگان شرقي و غربي حداكثر اينكه بتوانند سرحدات شهر را گرفتار كنند به عاقبتي بسيار متفاوت با مركز پرتراكم اما به‌هرحال متفرعن و خوش‌بيار شهر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 0:57  توسط ناصر کرمی  | 

ماجراي منصور حلاج احتمالا يكي از قديمي‌ترين پرونده هاي حقوقي مرتبط با سفر حج در ايران است.ذكر آن ماجرا، اين وجيزه را مطول مي‌كند؛ مضاف بر اينكه احتمالا اغلب خوانندگان نيز با شرح آن استنطاقات تاريخي آشنا هستند. اما ماجرايي ديگر كه موضوع آن همان حج است، اگرچه ماهيت آن امري متفاوت، شايد همان‌قدر قابل تأمل باشد كه آن مستنطقان اهواز انديشيده بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 19:35  توسط ناصر کرمی  | 

اين افشاگري ايرن تكان دهنده و شگفت انگيز است. همان خبري كه پريروز وعده اش را داده بودم. درست اين است كه طرفداران محيط زيست موضوع را مسئولانه پيگيري كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 16:51  توسط ناصر کرمی  | 

خطرناكترين قانون زيست محيطي كشور اكنون روي ميز نمايندگان مجلس قرار دارد. اين قانون كه قطعا ايران را با فاجعه اي كم نظير روبرو خواهد كرد در آستانه تصويب است. جالب اينجا است كه در تصويب اين قانون رد پاي دو سرمايه دار درشت دانه به صورت كاملا آشكاري مشهود است. تفصيل اين خبر فردا در خبرگزاري مستقل محيط زيست ايران (  iren.i ) درج مي شود. خبري كه قطعا محافل زيست محيطي كشور را با شوك روبرو ميكند.
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 15:45  توسط ناصر کرمی  | 

در شادی مجوز گرفتن بی نهایت، همین . .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 17:5  توسط ناصر کرمی  | 

بی نهایت مجوز گرفت. البته با بیست و هفت مورد اصلاحی. تمام دو شب گذشته را مشغول انطباق اصلاحات پیشنهادی با نسخه اصلی کتاب بوده ام. . . به هر حال برای من این خوشبختی بزرگی است که بی نهایت چاپ میشود. قبلا هم گفته بودم نه فقط در مقایسه با کتابهای دیگرم بلکه در مقایسه با هر کاری که تا حالا در زندگی انجام داده ام بی نهایت برایم اهمیت بیشتری دارد. مجوز گرفتن بی نهایت  در شرایطی که داشتم امیدم را از دست میدادم مثل حس شادی عمیق و یکتایی است که از انتقال یک عزیز بیمار از سی سی یو به بخش حاصل می شود. فردا نسخه مورد اصلاح قرار گرفته را به ناشر (انتشارات نیلوفر) میدهم و احتمالا کتاب تا یک ماه دیگر چاپ میشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 16:52  توسط ناصر کرمی  | 

ایرن (خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران) از دیروز رسما آغاز به کار کرد. با وجود اینکه هنوز کادر تحریریه کامل نیست اما با تلاش دوستان خوشبختانه راندمان تولید در این بخش تا حدودی راضی کننده بوده است. البته مشکلات فنی سایت خیلی دست و پای تحریریه را بسته است. مشکلاتی که فعلا ناچار به تحمل آنها هستیم و امیدوارم تا دو هفته آینده و تدوین یک نسخه فنی جایگزین، حل شود. به زودی در یک گردهمایی فضا و محتوای ایرن را با دوستان اهل نظر به بحث میگذاریم که امیدوارم همه دلمشغولان محیط زیست با حضور در این نشست و یا ارسال نظریات خود به انحای دیگر، تحریریه ایرن را برای بهتر شدن و مفیدتر نوشتن یاری کنند. پیشنهاد میکنم امروز این چند مطلب را در ایرن بخوانید:

فراق "هما " چهارساله شد

ساخت و ساز غيرمجاز در روستاها و شهرهاي پيرامون، تهران را مي‌بلعد

آغداشلو :شهره حيف شد

اپیدمی ایدز در جمعیت پنهان

برج هاي منطقه 22 ،‌علت بركناري آقاي شهردار؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 16:57  توسط ناصر کرمی  | 

این مطلب را یکی از دوستان برای من کامنت گذاشته است. ظاهرا از سر تاکید بر اهمیت و صحت موضوع تغییر اقلیم. برای اینکه زحمت ایشان بی اجر نمانده و بازتاب بهتری پیدا بکند آن را عینا در اینجا به نقل میگذارم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 18:9  توسط ناصر کرمی  | 

استاد ارجمند جناب آقاي دكتر پرويز رجبي در مقاله‌اي با عنوان «استوانه كوروش» باانگيزه تاكيد بر ضرورت بازانديشي در برخي مفروضات تاريخي، مواردي را درباره منشور مشهور كوروش ذكر كرده‌اند كه بايسته تامل است. جا نمايه و گزاره هاي مقاله ايشان، البته پذيرفتني است، اينكه في‌المثل واقعيت تاريخي شاه سلطان حسين با آنچه اكنون در ذهن مردم ايران وجود دارد متفاوت است و يا اينكه در كنار وقايع ناگوار عصر ناصرالدين شاه بايسته است كه نقش او در نوزايي و گسترش نشر فارسي نيز مورد توجه قرار گيرد. اما در ادامه همين گزاره‌ها دكتر رجبي با اين استدلال‌ كه اگر كورش اهل مدارا بود چرا براي تسخير كشورهاي ديگر به آنها لشكر كشي مي‌كرد؟ خواستار آن شده است كه مورخان از افراط درباره تساهل و تسامح كورش دست بردارند. دكتر رجبي حتي انگيزه كورش از ابلاغ منشور پيش گفته را محل ترديد مي‌داند و آن را نه آنچنانكه ظاهر امراست دستوري براي رعايت حقوق بشر، بلكه احتمالا تاكتيك و تمهيدي سياستمدارانه براي كنترل ملت‌هاي دربند خود مي‌داند. جالب است كه ايشان مطلقا هيچ جا هيچ اشاره‌اي به رفتاري يا عملكردي از كورش كه ناقض منشور او باشد نمي‌كند(جز همان موضوع لشكر كشي به كشورهاي ديگر) اما در جاي ديگر شيفته‌وار يعقوب ليث را تلويحا باني مفهوم «ايرانشهر» و در قامت يك پادشاه ايرانگرا مي‌ستايد، در حاليكه اساسا اطلاع يعقوب ليث از وجود كشور، مفهوم و يا حد و مرزي به نام ايران محل ترديد است و حتي دكتر باستاني پاريزي برخلاف دكتر رجبي در كتاب يعقوب ليث اين نكته را كه اين سردار سيستاني به طور كلي هيچ گونه علايقي براي احياي ايران يا حفظ زبان فارسي داشته باشد فاقد مستند تاريخي دانسته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 16:59  توسط ناصر کرمی  | 

شنبه روز تعیین شده برای آغاز به کار رسمی خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران است. هم اکنون این خبرگزاری با نشانی iren.ir قابل مشاهده است اما طبق قولی که دوستان داده اند قرار است بعضی اشکالات فنی تا جمعه برطرف بشود و تا شنبه سایت شکل نهایی خود را پیدا کند. محیط انسانی، چشم اندازهای طبیعی، حیات وحش، اقتصاد و انرژی، فرهنگ، زندگی، اکوتوریسم، میراث معنوی . مدیریت بحران عناوین گروههای خبری ایرن هستند. عمده دبیران آنها هم روزنامه نگارانی هستند که در ستون دیدگاههای سایت عکسشان را میبینید.

شاید عناوینی مثل زندگی، فرهنگ و اقتصاد و انرژی در یک خبرگزاری زیست محیطی متعجبتان کند. اما باید توجه داشت که ایرن در وهله اول خبرگزاری توسعه پایدار است و خواهد کوشید نگاه توسعه پایداری به همه مسائل جهان پیرامون را تعمیم دهد. تجربه ای که چند سال قبل ما در قلم سبز هم داشتیم.

مستقل بودن البته کار سختی است. اما ایرن تلاش خواهد کرد اگر چه حرفه ای و آبرومند بماند . . و اگر چه هزینه های فعالیت یک خبرگزاری قراگیر واقعا کمرشکن است اما مستقل بماندو آنچنانکه وعده کرده، صدای زیستمندان ایران باشد. میگوید در ره منزل لیلی که خطرهاست به جان، شرط اول قدم آن است که مجنون باشی. برای رئوف ، مهربان، مستقل و مجنون ماندن همه آنها که در آن ستون سمت چپ عکسشان را میبینیم کمکشان کنیم. صدای زیستمندان ایران را هر یک به فراخور سهم و توانایی خود تقویت کنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 18:42  توسط ناصر کرمی  | 

این یادداشت را پارسال همین وقتها نوشته بودم. اما . . انگار در این یک سال هیچ چیز تغییر نکرده است. کاغذپارس، بزرگترین کارخانه کاغذسازی ایران در آستانه تعطیلی است و هر روز اخبار اعتصاب و تظاهرات کارگران آن را میشنویم و در حالی که کارخانه ای با ماده مصرفی اولیه مجانی و زائد را دارند تعطیل میکنند، آن طرف در شمال اصرار هست برای فرو کردن درختان جنگل در دیگهای خمیر کاغذسازی. این نمایه ای است از ناپایداری آنچه که به غلط در کشور توسعه صنعتی نامیده میشود. عجیب است که یک سال گذشته اما اگر میخواستم امروز هم این یادداشت را بنویسم بی هیچ کم و کاستی دقیقا آن را باهمین محتوا مینوشتم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 18:18  توسط ناصر کرمی  |