تبليغاتX
ناصر کرمی

ناصر کرمی

روزنوشتهایی مابین ادبیات , توسعه و طبیعت

دوستان عزیزم نسیم محمدی و "شاگرد ناشناس" خواسته اند که نظرم را در باره زیباترین چشم انداز طبیعت ایران بنویسم. البته سوال سختی است و پاسخ به ان مجالی فراختر میخواهد. اما فهرست وار میتوانم بگویم که از نظر غنای زیستی جنگل گلستان و مجموعه دنا، از نظر غرابت محیطی شهر خیالی لوت و کویر حاج علیقلی، از نظر زیبایی منظر دیلمان ، جنت رودبار، تالش و زاگرس بختیاری، از نظر جذابیت اکوتوریستی کوه ابر و دشت کویر و . . . از نظر انچه که نوستالژیای شخصی من است همه ایران . . . واقعا همه ایران. موضوع همین پست را البته به زودی دستمایه یک مقاله مفصل میکنم و در انجا در این باره با شرح و تفصیل توضیح خواهم داد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 14:17  توسط ناصر کرمی  | 


گفت بر آتش تو نشستيم و دود شوق برآمد، تو ساعتي ننشستي كه آتشي بنشاني.

امروز تنها روز درختكاري در همه سال است. تنها روز از اين جهت كه ديده نشده و شنيده نشده كه در روز ديگري اين‌قدر از درخت صحبت شود. اما شگفت است كه آنچه در اين تنها روز انجام مي‌شود نيز هرگز از يك نمايش فرمايشي فراتر نرفته است.

اين همه هياهو و تبليغ و شعار نتوانسته حتي گروهي اندك از مردمان را برانگيزد براي اقدامي داوطلبانه و خودجوش براي درختكاري. پولي است كه بايد هزينه شود، نهال‌هايي هستند كه شتابناك اين‌سو و آن‌سو بر زمين نشانده مي‌شوند، نهال‌هايي كه تجربه ساليان قبل نشان داده خيلي فرق است مابين انگيزه كاشتن و قصد نگهداشتن و آب دادنشان.

آنچنان‌كه اگر يك به 10 آنچه در همه اين ساليان در اين روز نهال بر زمين نشانده‌اند سبز شده بود و برگ و باري مي‌يافت... اكنون ايران چه گلستاني بود! و شگفت است كه زادآوري ذاتي و طبيعي را از زمين بازمي‌ستانند آنگاه به‌زور بر آن نهال مي‌نشانند.

برگرديم به تاريخ.كجاست اكنون جنگل‌هاي انبوه ري و ورامين كه حتي سياحاني كه 300 سال پيش به اين خطه آمده بودند از آن روايت مي‌كنند؟ كجايند درختزاران انبوه زاگرس؟

كجاست آن جنگل‌هايي كه به گفته ناصرخسرو از شعاع هفت‌فرسخي (42كيلومتري) كرمان را دربر گرفته بود؟ چرا هنوز ايران در شمار 5 كشور نخست رودررو با پديده مرگبار فرسايش خاك قرار دارد؟

فرسايش خاك... كه رمق را از ايران بازمي‌ستاند و به‌تدريج آن‌را از حيات تهي مي‌كند. آنقدر خاك ايران كه هر سال از دست مي‌رود. مي‌دانيد چه حجمي و چه‌قدري دارد؟

براساس يكي از برآوردهاي انجام شده، اين مقدار دقيقا برابر است با مجموع حجم 3 جزيره ايراني تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي (براساس گزارش ارائه شده از سوي مؤسسه توسعه پايدار مناطق طبيعي) يعني اگر اين خاكي را كه به‌دليل از دست رفتن حفاظ طبيعي سالانه شسته شده و با هرز آب‌ها و بادها از دسترس طبيعت خارج مي‌شود جمع كرده و فشرده كنيم حجمي معادل 3 جزيره پيش گفته به‌دست مي‌آيد.

خاكي كه سرچشمه حيات است و تشكيل هر سانتي‌متر از آن در شرايط اقليمي ايران نيازمند دست‌كم هزار سال زمان است.

ما البته در برابر ادعاهاي فزون‌طلبانه آن همسايه جنوبي درباره جزاير فوق‌الذكر رگ گردن سفت مي‌كنيم، تا آخر تاريخ هم اگر آن ادعاها ادامه داشته باشد همچنان بايد رگ گردن سفت كنيم و چنين نيز خواهيم كرد، اما فراموش مي‌كنيم كه اين خاكي كه به‌واسطه فرسايش همه‌ساله از دست مي‌رود اگر نه بسيار بيشتر، اما دست‌كم اينكه همان‌قدر مهم است.

طرفه است كه متوجه نيستيم هر سال معادل آن 3 جزيره را از بخش مرغوب‌تر و حياتي‌تر و مهم‌تر كشور  داريم از دست مي‌دهيم.

ظاهرا شماري از طرفداران محيط‌زيست معترض شده‌اند به قطع شماري درخت دست‌كاشت در خرگوش‌دره. شوري كه آن اعتراض را برانگيخته البته قابل ستايش است... اما، شگفت است كه از اين شورها براي جنگل‌هاي چند ميليون ساله هيركاني و چند صد هزارساله زاگرس برانگيخته نمي‌شود.

شگفت است كه كسي شمار نهال‌هاي كاشته شده در روزهاي درختكاري اين همه سال را نمي‌شمارد و در شگفت نمي‌شود كه چرا اين همه درختكاري كف‌دستي از كشور را سبز نكرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 13:1  توسط ناصر کرمی  |